تبليغاتX
جامعه اطلاعاتی - تاثير جامعه‌ اطلاعاتي بر انسجام اجتماعي
دیجیتالی شدن جامعه اطلاعاتی و تاثیرات آن بر زندگی اجتماعی با تاکید بر جوانان

تاثير جامعه‌ اطلاعاتي بر انسجام اجتماعي

جوامع مختلف تحت تاثير تحولات بسيار عظيم علمي – تكنولوژيک به سمت جامعة اطلاعاتي در حال حرکت هستند. جامعة اطلاعاتي، جامعه‌اي است که ساختار آن متاثر از فناوري است. معيارهايي همچون فناوري‌، مشاغل‌اطلاعاتي‌، جغرافيا، اقتصــاد‌، فرهنگ‌، فراگيري‌ رسانه‌ها و جهاني‌ شدن‌ در ايجاد جامعة اطلاعاتي موثر بوده‌اند. در جامعة اطلاعاتي، جوامع با چالشهايي چون نابرابري اجتماعي، هويتهاي جديد، تمايزپذيري و شالوده‌شكني نهادهايي نظير دولت، و فرصتهايي چون نقش اينترنت در پژوهش، خلاقيت و علم، تعامل و همزيستي جهاني، شكل‌گيري هويت سيال و بين‌سياره‌اي روبه‌رو شده‌اند. به‌علت وجود اين چالشها انسجام اجتماعي در جامعة اطلاعاتي بخصوص در کشورهاي در حال توسعه مانند ايران متزلزل شده است. به همين دليل جوامع مي توانند با تدابيري که مي‌انديشند چالشها را از پيش رو برداشته و از فرصتها در جهت رفاه و سعادت مردم استفاده كنند.

مقدمه

امروزه، وجود عصر انفجار اطلاعات بر همگان واضح است. در پايان قرن بيستم به‌علت تغيير و تحولات بسيار عظيم علمي - تكنولوژيک جهان دچار دگرگونيهاي بسياري شد که در کليه زمينه هاي زندگي بشر همچون مسائل سياسي، اقتصادي، اجتماعي تاثيرگذار بود. جهان تحت تاثير اين تحولات شکل جديدي به خود گرفت. اكنون‌ جهان‌ در حالي‌ وارد قرن‌ جديد شده‌ است‌ كه‌ همه‌ تغييرات‌ سياسي‌، نظامي‌، اقتصادي‌، فرهنگي‌ و اجتماعي‌ آن‌ ريشه‌ در اين‌ انقلاب‌ علمي‌ ـ تكنولوژيك‌ دارد. با پيدايش‌ شبكه‌هاي‌نوين‌ و جهاني‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ و تأثيرپذيري‌ همه‌ ابعاد زندگي‌ بشر از اين‌ انقلاب‌ تكنولوژيك‌، جهان‌ وارد جامعه‌ جديدي‌ شده‌ است‌ كه‌ بعضي‌ از محققان‌ آن‌ را «جامعه‌ اطلاعاتي» ناميده‌اند)1).

مفهوم‌ «جامعه‌ اطلاعاتي‌» در واقع‌ ابداع‌ ژاپني‌هاست‌ كه‌ در سال‌ 1978 توسط سايمن‌ نورا و آلن‌ مينك‌ طي‌گزارشي‌ كه‌ به‌ نخست‌وزير فرانسه‌ ارايه‌ گرديد به‌ غرب‌ صادر شد)2). اين‌ مفهوم‌ را اول‌ بار تادائو اومه‌ سائو در1963 در مقاله‌اي‌ درباره‌ نظريه‌ تكامل‌ اجتماعي‌ بر مبناي‌ تراكم‌ «صنايع‌ اطلاعات» مطرح‌ كرد. مقاله‌ مذكور درشماره‌ ژانويه‌ 1964 روزنامه‌ هوسوآساهي‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شد و سردبيران‌ اين‌ روزنامه‌ در معرفي‌ اين‌ بحث‌ براي ‌نخستين‌ بار از واژه‌ «جامعه‌ اطلاعاتي‌» استفاده‌ كردند. چندي‌ بعد محققان‌ و آينده‌ پژوهان‌ ژاپني‌ چون‌ ماسوداوهاياشي‌ اين‌ واژه‌ را متداول‌ ساختند)1).

بايد به اين مسئله توجه داشت که منظور از جامعه اطلاعاتي، جامعـــه اي نيست که از فناوري استفاده مي کنند بلکه جامعه‌اي است که ساختار آن متاثر از فناوري است که البته نشانه و نماد جامعه اطلاعاتي، فناوريهاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي است.

مانوئل‌ كاستلز و همچنين‌ جان‌ ون‌دايك‌ براي‌ اينكه‌ به‌ مفهوم‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ بار جامعه‌ شناختي‌ بيشتري‌بدهند، آن‌ را جامعه‌اي‌ شبكه‌اي ناميده‌اند)1).

در اين مقاله چگونگي ظهور جامعه اطلاعاتي، چالشها و فرصتهاي حاصل از آن بيان شده تا در برخورد با آن استراتژي مناسبي اتخاذ نموده و بتوان هر چه بهتر و با هزينه کمتر چالشهاي پيش رو را کنار زد و از فرصتهاي حاصل از آن به نحو احسن در جامعه بهره‌مند شد. همچنين تاثير جامعه اطلاعاتي بر انسجام اجتماعي جهان و ايران مورد بررسي قرار گرفته است.

جامعه‌ اطلاعاتي

جامعة اطلاعاتي جامعه‌اي نوظهور و در حال ايجاد است و هنوز بيشتر، از گفتمان اين جامعه در سطح بين المللي صحبت در ميان است. بر اين اساس، جوامع بايد بر مبناي ضرورت آينده‌نگري ارتباطي، به سوي جامعة اطلاعاتي حركت کنند. اين آينده‌نگري بايد مبتني بر تقويت پژوهشها باشد. از طريق پژوهش و نتايج آن است كه مي‌توان به سياستگذاري و برنامه‌ريزي رسيد و به هدفهاي جامعة اطلاعاتي نايل شد)3).

ويليام مارتين جامعه اطلاعاتي را اينگونه تعريف مي کند: «جامعه اي که در آن کيفيت زندگي، همانند چشم اندازهاي تحول اجتماعي و توسعة اقتصادي، به ميزان رو به تزايدي به اطلاعات و بهره وري از آن وابسته شده است»

در سند شوراي عالي اطلاع رساني در جامعه اطلاعاتي آمده است: «جامعه اطلاعاتي يکپارچه، تبلوري مجدد از کليه فرايندهاي متعارف و سنتي اجتماعي نظير کسب، کار، آموزش و ... و حتي فعاليتهاي شخصي نظير تفريحات و امثالهم در قالبي نوين با استفاده از فناوري ارتباطات و اطلاعات اس»)4).


جامعة اطلاعاتي يك جامعة چند ساحتي و چند‌وجهي است كه در آن تمام لايه‌بندي‌ها و سطوح نيازمند اطلاعات هستند. نه اينكه فقط بخشي از آن برخوردار از اطلاعات باشند. اگر جامعه را مانند يك هرم فرض كنيم، در جامعة اطلاعاتي از رأس تا قاعده بايد احساس نياز به اطلاعات داشته باشند و از آن در تمام سطوح استفاده كنند. در مدرسه‌اي كه درس، امتحان و بعد از آن كنكور )و حتي دانشگاه) وابسته به يك متن درسي واحد است، دانش‌آموز نياز به مطالعه و استفاده از منابع كتابخانه ندارد. اما اگر محصل مجبور باشد از منابع ديگر استفاده كند و به سراغ كتابخانه برود، كتابخانه ديگر جزئي جدا از مدرسه نيست و در بافت كلي مدرسه جاافتاده است. در اين صورت مدرسه به عنوان بخشي از جامعة اطلاعاتي است. يعني نظام آموزشي ما اطلاعات مدار خواهد بود و بدون اطلاعات نمي‌تواند به كار خود ادامه دهد)5).

فرانك وبستر كه دربارة جامعه‌شناسي جامعة اطلاعاتي تحقيق مي‌كند بر اين باور است كه جامعه اطلاعاتي يك جامعة آرماني است. اگرچه جوامعي وجود دارند كه به سمت جامعة اطلاعاتي حركت کرده‌اند و در مراحل مختلف اين مسير قرار دارند اما درهيچ كجاي دنيا جامعه‌اي نداريم كه به قلة آرماني جامعة اطلاعاتي رسيده باشد. فواصل جوامع در راه اطلاعاتي شدن با هم متفاوت است. كساني كه به اندازه‌گيري اين فاصله هم مي‌پردازند به ابزار و امكانات عيني نظر دارند نه خود اطلاعات و چگونگي حركت آن در جامعه. اطلاعات ممكن است هر ابزاري را در خدمت بگيرد تا در جامعه حركت كند)5).

نظرات دربارة تعريف جامعة اطلاعاتي متفاوت است. هر چه امكانات، تدابير و ابزارها بيشتر در خدمت انتقال اطلاعات قرار بگيرند، جريان تبادل اطلاعات موفق‌تر خواهد بود و طبيعي است كه امروز يكي از ابزارهاي بسيار مهم براي انتقال اطلاعات رايانه است. ولي رايانه‌اي كه در خدمت اطلاعات تحقيقي و پژوهشي و براي تمام لايه‌هاي جامعه باشد)5).

مهمترين و رايج ترين معيارهاي جامعه اطلاعاتي به عبارت زير است:

فناوري: بديهي‌ است‌ تغييرات‌ اساسي‌ كه‌ در سه‌ دهه‌ گذشته‌ به‌‌‌‌‌‌وجود آمده، فناوري‌ در آن‌ نقش‌ بسيار برجسته‌اي‌داشته‌ است. به‌ همين‌ جهت‌ مقبولترين‌ تعريف‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ بر نوآوري‌ فوق‌العاده‌ تكنولوژيك‌ بنا شده‌است)6). فرانك‌ وبستر در تعريف‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ با اتكا به‌ عنصر فناوري‌ مي‌گويد پيشرفتهاي ‌خيره‌كننده‌ در پردازش‌، نگهداري‌ و انتقال‌ اطلاعات‌ به‌ كاربرد فناوريهاي‌ اطلاعاتي‌ در تمامي‌ زواياي‌ حيات‌ اجتماعي‌ انجاميده‌ است‌)1). با نفوذ رايانه‌ها در تمامي زمينه¬هاي زندگي بشر از قبيل ادارات، منازل، خودروها، تلويزيون ها، اسباب بازي کودکان، و ارزان شدن فناوريهاي پردازش و نگهداري اطلاعات از طريق رايانه¬ها و تاثير آن بر ارتباطات راه دور و ايجاد شبکه هاي جهاني، تحول عظيمي در زدگي بشر رخ داده است.


شبکه هاي اطلاعاتي در آينده اي نه چندان دور بر تمامي جنبه هاي زندگي انسان اثر مي گذارد و در چند سال آينده کمتر کسي را مي‌توان سراغ گرفت که به نوعي از آنها استفاده نکند يا اين فناوريها در زندگي او حضور نداشته باشد. در نتيجه وجود نوآوريهاي بسيار زياد در فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي يکي از عوامل ظهور جامعه اطلاعاتي است.


جهاني‌ شدن:‌ يكي‌ ديگر از مشخصه‌ها يا ويژگي‌هايي‌ كه‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ و شبكه‌اي‌ با آن‌ تعريف‌ مي‌شود، جهاني‌ شدن است‌. مطابق‌ معياري‌ كه‌ وبستر ارائه‌ مي‌دهد، جهاني‌ شدن‌ مقوله‌اي‌ است‌ كه‌ ذيل‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ معنا پيدامي‌كند. جهاني‌ شدن‌ عبارت‌ است‌ از در هم‌ فشرده‌ شدن‌ جهان‌ و تبديل‌ آن‌ به‌مكان‌ واحد. و يا تراكم‌ آگاهي‌ درباره‌ كل‌ نزد اجزا. به‌ تعبيري جهاني‌ شدن‌ همان‌ يگانه‌ شدن‌ جهان‌ و نه‌وحدت‌ و ادغام‌ آن‌ است‌. اين‌ تعبير از جهاني‌ شدن‌ مبتني‌ بر فناوريهاي‌ جديد ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ است‌. مطابق‌ اين‌ تعريف‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌، جامعه‌اي‌ است‌ كه‌ در آن‌ تجارت‌، رسانه‌ها و ارتباطات‌ علمي‌ دانشگاهي‌ و آموزش‌ در سراسر جهان‌ يگانه‌ مي‌شود‌)1).

با ايجاد شبکه هاي اطلاعاتي و ارتباطي تمامي کاربراني که از اين شبکه ها استفاده مي‌کنند زبان يگانه پيدا کرده و با اينکه فرسنگها از هم فاصله دارند اما به شکل باورنکردني زندگي روزمره آنها بسيار شبيه به هم است و صرفاً فقط سليقه هاي مختلف است که باقي مي مانند يعني کاربران اين شبکه ها نسبت به هم احساس نزديکي بيشتري دارند تا همسايگاني که در نزديکي آنها زندگي مي کنند. ازاينرو گفته‌ مي‌شود، جامعه‌ اطلاعاتي‌ ، جهان‌ فشرده‌ شده‌ و يگانه‌ شده‌ است‌.
مشاغل‌ اطلاعاتي: يكي‌ از معيارها و مشخصه‌هاي‌ متداول‌ در تعريف‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌، معياري‌ است‌ كه‌ بر مسئله‌ تغييرات‌شغلي‌ متمركز است‌‌. درواقع به‌علت تغيير مشاغلي که با کار بدني و فعاليتهاي بدني همراه است به مشاغل اطلاعاتي يعني مشاغلي که به کارهاي فکري با مهارت بيشتر يا به عبارت ديگر کارهايي که در فرايند توليد، پردازش و توزيع اطلاعات دخيل هستند، جامعه اطلاعاتي ظهور پيدا کرده است. گزارشهاي‌ سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در دو دهه‌ اخير مشاغل‌ يقه‌سفيدان‌ يا مشاغلي‌ كه‌ اساسا با توليد و كاربرد اطلاعات‌ و زير ساخت‌هاي‌ پشتيباني‌ كننده‌اش‌ سروكار دارند، رشدي‌ به‌ مراتب‌ بيش‌ از سايرمشاغل‌ دارند)7).
به‌ تعبير وبستر امروز بازار كار توسط كساني‌ اداره‌ مي‌شود كه‌ با نرم‌افزارها سروكار دارند و در فرايند توليد، پردازش‌ و توزيع‌ اطلاعات‌ سهيم‌اند و زندگي‌ خود را به‌ يمن‌ اين‌ امتياز كه‌ داراي‌ اطلاعاتي‌ براي‌انجام‌ امور مورد نياز جامعه‌ هستند و در توليد و توزيع‌ و همچنين‌ در پردازش‌ آن‌ نقش‌ دارند، تأمين‌ مي‌كنند. بنابراين، با ظهور رشد و توسعه فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي در سطح جهان، نيروي کار اطلاعاتي به رشد فوق العاده اي رسيده است. از اين رو، محققان، جابه‌جايي در توزيع مشاغل را يکي از مشخصه¬هاي جامعه اطلاعاتي بر مي¬شمرند)1).

فراگيري‌ رسانه‌ها: يكي‌ از معيارها و مشخصه‌هاي‌ مربوط به‌ ظهور جامعه‌اطلاعاتي‌، سرعت‌ فراگيري‌ رسانه‌هاست‌. سرعت‌ فراگيري‌ رسانه‌ها كه‌ در واقع‌ در اثر نوآوريهاي‌ فوق‌العاده‌ و بي‌بديل‌ فناوري‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي ‌به‌وجود آمده‌ است‌، قلمرو زندگي‌ خصوصي‌ انسانها را به‌شدت‌ تحت‌ تأثير قرار داده‌ است‌. با پيشرفتهايي‌ كه‌ درفناوريهاي‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌ فراهم‌ آمده‌ است‌، خدمات‌ تلويزيوني‌ با شبكه‌هايي‌ از مؤسسات‌ و نهادهاي‌گسترده‌ و نهايتا با ماهواره‌ها پيوند خورده‌ و به‌ سهولت‌ در هر كجاي‌ جهان‌ در دسترس‌ قرار گرفتند. با وجود اينکه سطح دسترسي به اين فناوريها در تمامي دنيا به‌طور يکسان نيست با اين حال، پوشش رسانه‌هاي‌ جديد، از تلويزيون‌هاي‌ ماهواره‌اي‌ گرفته‌ تا اينترنت‌، به‌شدت‌ رشدكرده‌ و همه‌ جهان‌ را متــأثر ساخته‌ است‌. دسترسي مداوم به رسانه‌ها به‌طور 24 ساعته و اين مسئله که در رسانه هاي جديد مخاطبان مي‌توانند هم توليد‌کننده و هم مصرف کننده اطلاعات باشند باعث شده تا فراگيري آنها بسيار گسترده و سريع باشد.

اقتصادي:‌ شاخص‌ اقتصادي‌ در تعريف‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ به‌ قدر شاخص‌ فناوري‌ اهميت‌ دارد. فريتز مچلوب‌ كه‌ از پيشگامان‌ مبحث‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ است‌ به‌ گستره‌ و رشد صنايع‌ اطلاعاتي‌ در ايالات‌متحده‌ مي‌پردازد و نطفه‌ ايجاد مقياسهاي‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ را مبتني‌ بر شرايط اقتصادي‌ مي‌داند‌. پيتر دراكر استاد مديريت در سال‌ 1967 اظهار داشته‌ كه‌ اقتصاد آمريکا از 26 به‌ 34 درصد از يك‌ اقتصاد كالايي‌ يااقتصاد كالا محور به‌ اقتصاد اطلاعاتي‌ يا اطلاعات‌ محور تغيير وضعيت‌ داده است‌. وي‌ تاكيد مي‌كند دانش‌ يا همان‌اطلاعات‌ اساس‌ اقتصاد نوين‌ را تشكيل‌ داده‌ است)7)‌‌.


در واقع اطلاعات در جامعه اطلاعاتي، نه تنها داراي ارزش اقتصادي است، بلکه محور اقتصاد قرار گرفته است و هر که قدرت خريد آن و مهارت و آگاهي لازم براي استفاده از آن را داشته باشد مي¬تواند از آن بهره مند شود. در اين وضعيت ديگر خريد و فروش‌ و تجارت‌ اطلاعات‌ در سطح‌ ملي‌ و فراملي‌ معنادار نخواهد بود، بلكه‌ اطلاعات‌ در سطوح‌متفاوت‌ بازار بين‌المللي‌، ملي‌، محلي‌ و نهايتا بازارهاي‌ شخصي‌ و فردي‌ مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد.

جغرافيايي: جامعه‌ اطلاعاتي‌ علاوه‌ بر آن‌ كه‌ از منظر اقتصاددانان‌ و جامعه‌شناسان‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و تعريف‌ شده‌است‌، از منظر جغرافيداناني‌ كه‌ بر مکان توجه‌ ويژه‌اي‌ مبذول‌ مي‌دارند نيز مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌.جغرافيدانان‌ در بحث‌ مکان به‌ شبكه‌هاي‌ اطلاعاتي‌ كه‌ مكانهاي‌ جغرافيايي‌ را به‌ يكديگر پيوند مي‌دهند، تاكيد مي‌ورزند و معتقدند كه‌ اين‌ شبكه‌ها آثار شگفت‌انگيزي‌ بر سازمان‌ فضا و مكان‌ دارند‌.

فرهنگي: همان‌طور که مسئله فناوري در ظهور جامعه اطلاعاتي بسيار حائز اهميت است جنبه هاي فرهنگي نيز به همان اندازه در پيدايش آن موثر بوده است. وجود برنامه هاي تلويزيوني 24 ساعته در چندين کانال با تنوع بسيار، فيلم هاي ويدئويي که به سهولت قابل تهيه و اجاره از ويدئو کلوپ ها هستند، وجودضبط صوت¬هاي ديسکي و CD، VCD و DVD که در دسترس همگان است، رايانه هاي شخصي که در هر خانه اي موجود است و پايگاههاي on-line همه و همه در ايجاد بستر فرهنگي بشر بسيار تاثيرگذار بوده و به کاربران اين رسانه ها خط مشي فرهنگي داده و الگوسازي مي‌كند. به عبارت ديگر اين‌ سطح‌ از اطلاعات‌ از لحاظ فرهنگي بر کليه زمينه هاي زندگي نفوذ كرده‌ و هويت و شخصيت ما را متأثر و دگرگون‌ ساخته‌ است‌.

پس از اينکه با معيارهايي که موجب ظهور جامعه اطلاعاتي شده اند آشنا شديم، حال به ذکر چالشهايي که با ظهور جامعه اطلاعاتي با آن روبه‌رو خواهيم شد، مي¬پردازيم.

 

چالشهاي ناشي از جامعه اطلاعاتي

نابرابري‌ اجتماعي:‌ در بحث‌ برابري‌ يا نابرابري‌ اجتماعي‌ در جامعه‌ اطلاعاتي‌ مي‌توان‌ به‌ مقولات‌ متعددي‌ اشاره‌ كرد و موقعيت‌هر يك‌ را در اين‌ جامعه‌ توضيح‌ داد. به‌ عنوان‌ مثال‌ كسب‌ نابرابر ثروت‌ شامل‌ درآمد و داراييها نيز يكي‌ ازمقولاتي‌ است‌ كه‌ در جامعه‌ اطلاعاتي‌ نيز به‌شدت‌ در حال‌ افزايش‌ است‌. بحث‌ برابري‌ و نابرابري‌ اجتماعي‌ در جامعه‌اطلاعاتي‌ كه‌ مبتني‌ بر دسترسي‌ برابر يا نابرابر به‌ اطلاعات‌ و رسانه‌ها است‌ را در دو سطح‌ مي‌توان‌ مطرح‌ كرد.

ازلحاظ نظري‌ مي‌توان‌ گفت‌ مطابق‌ آنچه‌ كه‌ در تعريف‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ آمده‌ است‌، رسانه‌هاي‌ جديداطلاع‌رساني‌ و شبكه‌هاي‌ نوين‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌، انتشار و دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ را آسان‌تر و بهترمي‌سازد و سبب‌ كاهش‌ فاصله‌ بين‌ گروه‌ها، افراد و طبقات‌ اجتماعي‌ در داخل‌ هر كشور از يك‌ طرف‌ و همچنين‌كاهش‌ فاصله‌ بين‌ كشورها از طرف‌ ديگر مي‌شود‌. اما در عمل‌ جهان‌ شاهد يك‌ «شكاف‌ اطلاعاتي» دسترسي‌ نابرابر به‌ اطلاعات‌ رسانه‌ها است‌ كه‌ با سرعت‌ زيادي‌ در حال‌ افزايش‌ است‌‌. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌در جامعه‌ اطلاعاتي‌ نابرابري‌ مذكور به‌ شكل‌ متفاوت‌ از گذشته‌ بروز پيدا كرده‌ و تداوم‌ يافته‌ است‌.

در جامعه‌اطلاعاتي‌ از يك‌ طرف‌ تهيه‌ رايانه‌ و لوازم‌ آن‌، خط تلفن‌ و مودم‌، دسترسي‌ به‌ تلويزيون‌هاي‌ ماهواره‌اي‌ و سايروسايل‌ نوين‌ اطلاع‌رساني‌ در دسترس‌ همگان‌ نيست‌ و تمام‌ افراد توانايي‌ تهيه‌ و دسترسي‌ به‌ آن‌ را ندارند و ازطرف‌ ديگر اكنون‌ آگاهي‌ و مهارت‌ لازم‌ براي‌ استفاده‌ از اينترنت‌ و ساير وسايل‌ نوين‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ نابرابراست‌.

روشن‌ است‌ كه‌ هر دو مقوله‌ يعني‌ الف) دسترسي‌ افراد به‌ رايانه و شبكه‌هاي‌ نوين‌ ارتباطي‌ و ب‌) مهارت‌ افراد براي‌ استفاده‌ از وسايل‌ مذكور هم‌ در درون‌ هر كشور و هم‌ در بين‌ كشورهاي‌ مختلف‌ به‌ شكل‌ نابرابروجود دارد. يعني‌ از يك‌ سو در جوامع‌ پيشرفته‌ دسترسي‌ به‌ وسايل‌ مذكور و همچنين‌ مهارت‌ لازم‌ استفاده‌ از اين‌وسايل‌ در مقايسه‌ با كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌ و در حال‌ توسعه‌ بسيار زياد است‌ و از سوي‌ ديگر در داخل‌ هر يك‌ ازكشورها اين‌ نابرابري‌ به‌ شكل‌ محسوسي‌ وجود دارد. محققاني‌ چون‌ جان‌ ون‌دايك‌ معتـــقدند كه‌ ما در جـــامعه‌اطلاعاتي‌ شاهد يك‌ نابرابري‌ در مهارتهاي‌ ديجيتـــال هستيم‌. تحقيق سال‌ 1997 در آلمان‌ نشان‌ مي‌دهد هر چه‌ از وسايل‌ نوين‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ كه‌ مهارت‌ خاصي‌ نمي‌خواهند مثل‌استفاده‌ از تلويزيون‌هاي‌ ماهواره‌اي‌، VCR، VCD و DVD ارسال‌ پست‌هاي‌ الكترونيك‌، بازي‌هاي‌الكترونيك‌ و مانند آنها به‌ سمت‌ وسايلي‌ نوين‌ كه‌ مهارت‌ و آگاهي‌ خاصي‌ مي‌طلبد حركت‌ مي‌كنيم‌درصد استفاده كنندگان از فناوري به‌شدت‌ كاهش‌ مي‌يابد.

به‌طوري‌ كه‌ 85 درصد استفاده ‌‌كنندگان از فناوري مردم‌ آلمان‌ از بازيهاي‌ الكترونيك‌ و تلويزيون‌هاي‌ ماهواره‌اي‌استفاده‌ مي‌كردند و 89 درصد به‌ ارسال‌ پستهاي‌ الكترونيك‌ مبادرت‌ مي‌ورزيدند، اما 22 درصد قادر بودند كه‌ باپين‌ كارت‌ خود‌ پرداخت‌ كنند و يا 15 درصد مي‌توانستند پولهاي‌ خود‌ را به‌ باجه‌هاي‌ خودپرداز، بپردازند. همچنين‌ در اين‌ سال‌ تنها 23 درصد به‌ راحتي‌ مي‌توانستند از تله‌تكست‌هاي‌ تلويزيون‌ استفاده‌كنند. علاوه ‌‌براين‌، نابرابريهاي‌ مذكور نزد نسل‌ جوان‌ و سالخورده‌ و همچنين‌ نزد دارندگان‌ تحصيلات‌ عالي و افرادي‌ كه‌ تحصيلات‌ بالايي‌ نداشته‌اند نيز زياد بوده‌ است)1).

همچنين‌ تحقيقات‌ ديگري نشان‌ مي‌دهد كه‌ دسترسي‌ به‌ وسايل‌ مذكور نابرابر است‌. بيشتر كاربران‌ وسايل‌ نوين‌اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌ مرد، جوان‌ و خوب‌ آموزش‌ ديده‌ هستند و در كشورهاي‌ غربي‌ داراي‌ درآمد و سطح‌ زندگي‌ بالا هستند‌. پيمايشي‌ كه‌ از آمارهاي‌ رسمي‌ در ايالات‌ متحده‌ بين‌ سال‌هاي‌ 1993 ـ 1989 انجام‌گرفته‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ نابرابري‌ در همه‌ متغيرهاي‌ مورد اشاره‌، بجز متغير جنس‌، افزايش‌ يافته‌است)8 )‌‌. ون‌دايك‌ همچنين‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ تحقيقات‌ ديگري‌ كه‌ طي‌ سالهاي‌ 1995 و 1999 در آمريكا واروپاي‌ غربي‌ انجام‌ شده‌ است‌، اين‌ امر را تاييد كرده‌ است‌. اطلاعات و فناوريهاي نوين ارتباطي جديد جهان را به دو قطب، کساني که در موقعيت استفاده از رسانه هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي هستند و کساني که در بخشهاي حاشيه¬اي و پايين جامعه دسترسي به اين رسانه ها ندارند، تقسيم مي¬کند.

گسترش نابرابري‌هاي اجتماعي در سطح بين‌المللي: اولاً در كشورهاي در حال توسعه، به علت فقدان زيرساختهاي ملي مخابرات و فقدان رونق اقتصادي، توسعه اينترنت بسيار گران‌تر و پرهزينه‌تر از كشورهاي توسعه يافته است. به عنوان مثال، در آمريكا هر كاربر براي يك ماه اتصال به اينترنت بايد 2 دلار بپردازد در حالي كه در اوگاندا همين كاربر بايد 92 دلار بابت اتصال ماهانه به اينترنت بپردازد. ثانياً اين كشورها با مشكلات اساسي‌تر همچون كمبود تغذيه، ارتباطات جاده‌اي، اشتغال، برق، جنگ و نظامهاي سياسي بي‌ثبات نيز مواجه هستند. بودجه براي هزينه سنگين تجهيزات رايانه‌اي وجود ندارد و اين گونه امكانات به لحاظ اقتصادي صرفاً در اختيار طبقات بالا و مستقل قرار مي‌گيرد. ثالثاً در اين كشورها از جمله كشور ما ايران، به خاطر آنكه لايه فيزيكي را مخابرات در اختيار دارد، اين فناوري در انحصار مراكز دولتي است و دولت متصدي خطوط ارتباطي داده‌ها نيز هست. از اين رو، عدم امكان رقابت ناشي از اين جنبه، سبب افت شديد كيفيت خدمات اينترنتي مي‌شود.

علاوه بر مطالب ذكر شده، از آنجا كه اكثر اطلاعات در شبكه اينترنت به زبان انگليسي ارائه مي‌شود ناآگاهي از اين زبان به منزله دسترسي نداشتن به اطلاعات تلقي مي‌شود.
در تحقيقي كه كيوان كوشا در زمينه حضور فرهنگي كشورهاي مختلف جهان در شبكه جهاني وب انجام داده است آمار و اطلاعاتي به شرح زير ارائه شده است: كشور چين در مقام نخست و تركمنستان در مقام آخر از نظر استفاده از وب قرار دارد. ايران نيز در ميان 35 كشور آسيا، خاورميانه و اقيانوسيه در رتبه دوازدهم جاي گرفته است. كشورهاي حوزه خليج‌فارس نيز حضور كم‌رنگي در اين زمينه دارند. نوعي عدم توازن كمي و كيفي در استفاده از دستاوردهاي جامعه اطلاعاتي در كشورهاي مختلف به ويژه در كشورهاي شمال و جنوب است. وجود اين شرايط خود سبب تشديد نابرابريهاي اجتماعي در سطح كشورهاي جهان مي‌شود)1).

گسترش نابرابريهاي اجتماعي در سطح ملي: شرايط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي متفاوت در سطح كشورها و عدم برخورداري متناسب و متعادل در كلان شهرها و شهرهاي حاشيه‌اي و نقاط محروم از توزيع بودجه‌هاي عمراني و اجتماعي و فرهنگي، سطح درآمدهاي مختلف كه در محدوده خرده فرهنگهاي درون يك كشور وجود دارد، فضايي را تدارك مي‌بينند كه عده‌اي به امكانات مناسب و از جمله دسترسي به اطلاعات روز مجهز باشند و در مقابل، عده‌اي به رغم داشتن صلاحيت و استعداد كافي، به دليل نبود امكانات مالي و آموزشي، امكانات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري نداشته باشند و اين موضوع، به خودي خود، سبب تعميق و گسترش نابرابري‌هاي اجتماعي در سطح كشورها و بين شهروندان خواهد شد)9).

هويتهاي‌ جديد‌: جامعه‌ اطلاعاتي‌ اجتماعات‌ و هويتهاي‌ جديدي‌ خلق‌ مي‌كند. در جامعه‌اي‌ كه‌ به‌ ارتباطات‌ مبتني‌ برصنعت‌ چاپ‌، تلويزيون‌ و تلفن‌ متكي‌ است‌، شيوه‌ توليد به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ هويتها را به‌ صورت‌ عاقل‌، سودمند وخودبسنده‌ در مي‌آورد. اما در جامعه‌ اطلاعاتي‌، جامعه‌اي‌ كه‌ ارتباطات‌ الكترونيك‌ سيطره‌ دارد ذهنيتها وهويتهاي‌ ناپايدار، چند لايه‌ و پراكنده‌ ظهور مي‌كند‌. مارك‌ پاستر در «عصر دوم‌ رسانه‌ها» تاكيد مي‌كند در دوره‌ جديد كه‌ اينترنت‌ و ارتباطات‌ الكترونيك‌ در جامعه‌ سيطره‌ دارد، اين‌ داده‌ها و اطلاعات‌ و يا به‌ عبارت‌دقيق‌ كلمه‌، اين‌ اجتماعات‌ مجازي‌ هستند كه‌ هويت‌ افراد را مي‌سازند)10)‌.

وسايل‌ نوين‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌در اثر تغييراتي‌ كه‌ در برداشتهاي‌ بشر امروزي‌ به‌وجود مي‌آورند، هويتها را در وضعيت‌ كاملا تازه‌اي‌ قرارمي‌دهند كه‌ متفاوت‌ و حتي‌ مغاير با گذشته‌ است‌. هويت‌ در اجتماعات‌ مجازي‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ در مسيرفرامليتي‌ شدن‌ حركت‌ مي‌كند. در واقع‌ ارتباطي‌ كه‌ با اتكا به‌ وسايل‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ جديد شكل‌ مي‌گيرد چشم‌اندازي‌ از فهم‌ و درك‌ جديدي‌ از ذهنيت‌ را آشكار مي‌سازد كه‌ در صورت¬بنديهاي‌ گفتار و عملكرد كه‌ به‌لحاظ تاريخي‌ محسوس‌اند، جان‌ مي‌گيرد. اين‌ ارتباطات‌ راهگشاي‌ نگريستن‌ به‌ انسان‌ به‌ عنوان‌ پديده‌اي‌چندلايه‌، تغييرپذير، منفعل‌ و تكه‌تكه‌ است‌. پديده‌اي‌ كه‌ شكل‌ دادن‌ خويش‌ را به‌ گونه‌اي‌ طراحي‌ مي‌كند كه‌ باهرگونه‌ تثبيت‌ هويت‌ مي‌ستيزد. جامعه‌ اطلاعاتي‌ مبين‌ هويت‌ بي‌ثبات‌، تغييرپذير و منعطف‌ انسان‌ جديد است‌. در اين‌ جامعه‌ بسا انسانهايي‌ كه‌ با همسايه‌ها، هم‌ محلي‌ها و همشهريها و حتي‌ هموطنان‌ خود احساس‌قرابت‌‌ نداشته‌ ولي‌ با فرد ديگري‌ در اقصي نقاط جهان‌ احساس‌ هويتي‌ يكسان‌ داشته‌ باشند.

هويت ‌ملي‌ در جامعه‌ اطلاعاتي‌ به‌ دليل‌ ظهور اجتماعات‌ مجازي‌ به‌ شدت‌ تهديد مي‌شود. اجتماعات‌ مجازي‌ تهديدي‌ براي‌ اجتماعات‌ واقعي‌ است‌. در واقع‌ در اجتماعات‌ مجازي‌ معمولا افراد حداقل‌ در يك‌ چيز اشتراك‌ دارند و آن‌علايق‌ و منافعي‌ است‌ كه‌ آنها را دور هم‌ جمع‌ مي‌كند. اين‌ منافع‌ كه‌ همان‌ دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ است‌، هويت‌آنها را مي‌سازند. هويتي‌ كه‌ مدام‌ در حال‌ تغيير و ناپايدار است‌. هويت‌ افراد در اجتماعات‌ مجازي‌ «هويتي‌ ديجيتال» است‌. ديگر سرزمين‌، زبان‌ بومي‌ و محلي‌، كشور، فرهنگ‌ ملي‌ و نژاد هويت‌ افراد را در اجتماعات‌ مجازي‌ تعيين‌ نمي‌كنند، بلكه‌ اين‌ منافعي‌ كه‌ آنها را نزد هم‌ جمع‌ مي‌كند هويت‌ آنها را مي‌سازد. اطلاعات‌ هويت‌ افراد را در جامعه‌ جديد شكل‌ مي‌دهد)1)

 تمايز اجتماعي: مهمترين‌ متغيري‌ كه‌ در بحث‌ انسجام‌ اجتماعي‌ در جامعه‌ اطلاعاتي‌ مدنظر قرار مي‌گيرد، وحدت‌ بخشي‌ ياتمايزپذيري‌ اجتماعي‌ است‌. همان‌طور كه‌ مي‌دانيم‌ اجتماعي‌ شدن‌ و فردي‌ شدن‌ دو روي‌ سكه‌ تجدد و دوره‌مدرن‌ هستند. يعني‌ دوره‌ مدرن‌ داراي‌ يك‌ دوگانگي‌ در ساختار اجتماعي‌ است‌ كه‌ از يك‌ طرف‌ به‌ اجتماعي‌شدن‌ افراد منجر مي‌شود و از طرف‌ ديگر فردي‌ شدن‌ را تقويت‌ مي كند‌.

راديو و تلويزيون‌ در اين‌ دوره‌ جوامع‌ محلي‌ و ملي‌ را با يك‌ شبكه‌ محدود يكپارچه‌ ساختند و سپس‌ تكثرو تنوع‌ كانال‌ها و ظهور تلويزيون‌هاي‌ كابلي‌ دوباره‌ مخاطبان‌ را تكه‌تكه‌ و پاره‌پاره‌ كرده‌ است‌. در پايان‌ اين‌ دوره‌هر چند مخاطبان‌ يك‌ كانال‌ تلويزيوني‌ را از ميان‌ تعداد زياد كانال‌ها انتخاب‌ مي‌كنند ولي‌ صاحبان‌ تلويزيون‌هاو آگهي‌دهندگان‌ هنوز بازار انبوه‌ را ترجيح‌ مي‌دهند.

رسانه‌هاي‌ جديد، رسانه‌هاي‌ فردي‌ شده‌ هستندچون‌ كه‌ آنها مبتني‌ بر تعامل‌ فردي‌ انسان‌ ـ رايانه هستند. همچنين‌ آنها رسانه‌هايي‌ هستند كه‌ به‌طور جمعي‌مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند چون‌ كه‌ رايانه‌هاي‌ آنها همگي‌ به‌ شبكه‌ها متصل‌اند‌.

رسانه‌هاي‌ جديد تقاضاها و درخواستهاي‌ متكثر كاربران‌ و مخاطبان‌ را پاسخ‌ مي‌دهند. از اين‌رو نتيجه‌ عملي‌ دوگانگي‌ساختاري‌ رسانه‌ها از طريق‌ گرايشهاي‌ وحدت‌ بخشي‌ و تمايز بخشي‌ در جامعه‌ تعريف‌ مي‌شود. نتيجه‌ اين‌دوگانگي‌ ساختاري‌ رسانه‌ها، دوگانگي‌ ساختار اجتماعي‌ جامعه‌ است.
به‌ نظر مي‌رسد تجلي‌ دوگانگي‌ مذكور نزد كاربران‌ اينترنت‌ و رسانه‌هاي‌ مرتبط با آن‌ و آنهايي‌ كه‌ به‌ اين‌وسايل‌ جديد ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ دسترسي‌ دارند، قابل‌ ملاحظه‌تر است‌. چرا كه‌ رسانه‌هاي‌ مذكور نوعي‌مناسبات‌ جديد ايجاد مي‌كنند كه‌ در اين‌ مناسبات‌ انسانها بيش‌ از پيش‌ گوشه‌گير، منزوي‌ و كم‌تحرك‌ شده‌ وكم‌كم‌ از زمينه‌ عملي‌ زندگي‌ خود دور مي‌شوند. محققان‌ ارتباطات‌ معتقدند كه‌ موفقيت‌ اجتماعات‌ مجازي‌ عملا به‌ مثابه‌ نشانه‌ زوال‌ اجتماعات‌واقعي‌ است‌‌)1).

فرصتهاي ناشي از جامعه اطلاعاتي

نقش اينترنت در پژوهش، خلاقيت و علم: از آنجا كه زمينه هر گونه نوآوري و خلاقيت در پژوهش علمي تبلور مي‌يابد، بنابراين، پيشرفت فناوريهاي جديد و خلاقيتها از دستاوردهاي جامعه اطلاعاتي محسوب مي‌شود.


از جمله مهمترين اقداماتي كه مي‌توان از طريق اينترنت سازمان داد، عضويت استادان و متخصصان رشته‌هاي مختلف در گروه‌هاي تخصصي است. با عضو شدن «كاربران» اينترنت در اين گروه‌ها، آنها مي‌توانند در جريان آخرين اطلاعات موجود در رشته‌هاي تخصصي خود قرار گيرند زيرا همه اعضا در جريان پيامهاي علمي قرار دارند كه توسط يك نفر صادر مي‌شود. در شرايطي كه خطوط ارتباطي از كيفيت لازم برخوردار باشد و در ايستگاههاي محل كار هر دو يا چند طرف با امكانات لازم )دوربين ويدئويي...) به سيستم اتصال داشته باشد، آنان مي‌توانند تصوير يكديگر و فعاليتهاي هر كدام را نيز مشاهده كنند.

هم اكنون انجام عملهاي مهم جراحي به شكل هدايت از راه دور و با شركت چند متخصص كه هر كدام در گوشه‌اي از دنيا به كار مشغول هستند و مي‌توانند در يك آن ناظر عمل جراحي يا راهنمايي‌كننده آن باشند، در تعدادي از مراكز مجهز درماني متداول شده است. يكي ديگر از شكلهاي تا حدودي رايج فعاليتهاي پژوهشي كه در سطح كشورهاي اروپاي غربي و امريكا مورد استفاده قرار مي‌گيرد، كنفرانس از راه دور است كه در آن تعدادي از متخصصان )كه هر كدام در يك گوشه از كره زمين زندگي مي‌كنند) با يكديگر درباره موضوع مورد علاقه خود به تبادل نظر مي‌پردازند. اين نوع كنفرانس‌هاي الكترونيك در آينده رواج زياد خواهد يافت و احتمال مي‌رود كه در مقياس وسيعي از اهميت كنفرانس‌هاي حضوري )كه بسيار پرهزينه‌تر است) كاسته شود.

در طول چند دهة اخير، مجله‌هاي علمي، در ميان پژوهشگران، جايگاه ويژه‌اي در برقراري ارتباطات علمي ايفا كرده‌اند و تعداد اين مجله‌ها در سطح جهان همواره رو به افزايش بوده است. اما با توجه به گسترش شبكه اينترنت، به ويژه در طول 5 سال گذشته، به نظر مي‌رسد كه در سالهاي آينده نتوان افزايش تعداد اين مجلات را مانند سالهاي گذشته انتظار داشت.

همه روزه بر تعداد پژوهشگراني كه براي انتشار نتايج پژوهشهاي خود از اين شبكه استفاده مي كنند، افزوده مي‌شود. آنان مي‌توانند اطلاعات توليدي خود را در اختيار تمامي افرادي كه امكان دسترسي به اين شبكه را دارند قرار دهند و از آنان نيز بخواهند، علاوه بر نظرخواهي، برايشان مدارك علمي مشابهي از همين رهگذر ارسال دارند يا با خود آنان همكاري مستمر داشته باشند)9)4-2

تعامل و همزيستي جهاني: شكل‌گيري هويت سيال و بين‌سياره‌اي: واقعيت اين است كه پيشرفت ارتباطات و تكوين جامعه اطلاعاتي فاصله‌ها را كم كرده و به ايجاد نوعي تشابه، به ويژه در جوانان، انجاميده است. اعضاي كميسيون توسعه سازمان ملل متحد گزارش داده‌اند كه در گردهماييهاي خود در شهرهاي قاره‌هاي گوناگون، شاهد بوده‌اند كه جوانان خيلي شبيه به هم شده‌اند و اين شباهت، با رنگ باختن مرز جوامع و رفتن به سوي نوعي جامعه اطلاعاتي و شبكه‌اي، بيشتر شدهاست.


اما بايد توجه داشت كه به يمن گسترش وسايل ارتباطي و رسانه‌ها، جوامع مختلف اگر آگاهانه و با برنامه‌ريزي عمل كنند، مي‌توانند براي تحولات مثبت از آن استفاده كنند و به نوعي همزيستي سالم جهاني نيز دست يابند.


مبارزه با مواد مخدر در سطح جهاني، حفظ محيط زيست، همبستگي انسانها، احترام به حق حيات، محترم بودن حريم زندگي خصوصي افراد، احياي حقوق مادران و كودكان، تأكيد بر عدالت جهاني، گرامي داشتن كرامت انسانها و توجه به حقوق اقليتهاي ديني و اجتماعي، توسعه پايدار و اجازه مطرح شدن ساير فرهنگها و ارزشها مباحثي هستند كه مي‌توانند با بهره‌گيري از همين فضاي موجود جامعه اطلاعاتي، وجه ديگري را در تعامل فرهنگها نشان دهند)9).

وضعيت ايران: در داخل‌ ايران تعداد كمي‌ از هموطنان‌ به‌ رسانه‌هاي‌ نوين‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌، به‌ويژه‌ به‌ اينترنت‌ و رسانه‌هاي‌اطلاع‌رساني‌ ديجيتال‌ دسترسي‌ دارند و از آگاهي‌ و مهارت‌ لازم‌ براي‌ استفاده‌ از آنها برخوردارند. اين‌ عده‌ كم‌كم‌دغدغه‌، ذهنيت‌، هويت‌، شخصيت‌ و مسائل‌ مشابه‌ ديگر كاربران‌ رسانه‌هاي‌ مذكور در سطح‌ جهان‌ )كه‌ عمدتا مبتني‌ بر دغدغه‌، ذهنيت‌، هويت‌، شخصيت‌ و مسائل‌ افراد شهري‌ غربي‌ مي‌باشد) پيدا خواهند كرد و در اجتماع ‌مجازي‌ با آنها يكپارچه‌ و متجانس‌ خواهند شد.

آن عده كه‌ هم‌ ازامكانات‌ مالي‌ لازم‌ و هم‌ از آگاهي‌ و مهارت‌ در خور توجه‌ برخوردارند اعضاي‌ اجتماعات‌ مجازي‌ شده با يكديگر متحد و متجانس‌مي‌شوند و از تعلق‌ ملي‌ و قومي‌ رها مي‌شوند و بيشتر احساس‌ جهاني‌ خواهند داشت‌ تا ايراني‌. از اين‌ پس‌ بيشتر شهروندان‌ جهاني‌ خواهندبود و احساس‌ تعلق‌ و همبستگي‌ ملي‌ آنها كاهش‌ مي‌يابد. در سطح‌ ديگر، شكاف‌ اطلاعاتي‌ بين‌ ايران‌ و ديگركشورها به‌ ويژه‌ كشورهاي‌ پيشرفته‌ غربي‌ افزايش‌ مي‌يابد. جهان‌ اكنون‌ شاهد يك‌ نابرابري‌ در مهارتهاي ‌ديجيتال‌ بين‌ كشورهاي‌ مختلف‌ است‌. نابرابري‌ اطلاعاتي‌ در سطح‌ جهاني‌ انسجام‌ اجتماعي‌ كلاني‌ را كه‌ بين‌كشورها حاكم‌ بود به‌ هم‌ مي‌زند و اين‌ شكاف‌ را افزايش‌ مي‌دهد. اكنون‌ به‌ نظر مي‌رسد كشورمان‌ براي‌ پركردن‌اين‌ نابرابريها راه‌ درازي‌ پيش‌رو دارد.

هويت‌ ديجيتالي‌ كه‌ محصول‌ جامعه ‌اطلاعاتي‌ و اجتماعات‌ مجازي‌ است‌، مخاطبان‌ و كاربران‌ وسايل‌ نوين‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ را هدف‌ قرارمي‌دهد و هويت‌ ملي‌ و محلي‌ آنها به‌ سمت‌ هويت‌ فرامليتي‌ تغيير مي‌دهد. ايراني‌ كه‌ به‌ وسايل‌ نوين‌ ارتباطي‌ دسترسي‌ دارد و از مهارتهاي‌ لازم‌ براي‌ استفاده‌ از آنها برخوردار است‌، دردرجه‌ اول‌ شهروند اجتماعات‌ مجازي‌ است‌ كه‌ عملا عضو آن‌ شده‌ است‌. هويتي‌ كه‌ اين‌ هموطن‌پيدا مي‌كند ممكن‌ است‌ با هويت‌ ملي‌اش‌ در تضاد باشد و نهايتا به‌ كاهش‌ انسجام‌ اجتماعي‌ جامعه‌اش‌ بينجامد. او ديگر در يك‌ جامعه‌ ارگانيك‌ زندگي‌ نمي‌كند كه‌ هويت‌ همبسته‌اي‌ با اين‌ جامعه‌ داشته‌ باشد.

او درجامعه‌اي‌ زندگي‌ مي‌كند كه‌ منافع‌اش‌ حول‌ دسترسي‌ و استفاده‌ از اين‌ وسايل‌ سامان‌ يافته‌ است. اين‌ ايراني‌ با ديگر هموطنان‌ از لحاظ هويتي‌ فرق‌ خواهد داشت‌. زبان‌ فارسي‌ ديگر برايش‌ در جامعه‌ مجازي‌ هويت‌ نمي‌سازد بلكه‌ اين‌ زبان‌ انگليسي‌ است‌ كه‌ براي‌ او هويت‌ مشترك‌ با ديگر كاربران‌ اين‌ وسايل‌ در دنيا مي‌سازد. مهارت‌استفاده‌ از وسايل‌ نوين‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌ نيز براي‌ كاربران‌ اين‌ وسايل‌ هويت‌ مي‌سازد.

به‌ نظر مي‌رسد رسانه‌هاي‌ جديد ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ تمايزپذيري‌ و بخشي‌ شدن‌ را در ايران‌ بيشتر تقويت‌خواهد كرد تا وحدت‌ و يكپارچگي‌ و انسجام‌ اجتماعي‌. با وجود تلويزيون هاي ماهواره اي و تعداد کانال‌هاي در دسترس آن در ايران و از طرفي محدوديت کانال‌هاي تلويزيون ايران و نداشتن تنوع، سبب شده است تا گروهها، اقشار، و اقوام مختلف ايراني بر اساس علاقه از ميان کانال‌هاي ماهواره، برنامه مورد علاقه شان را انتخاب کنند در نتيجه اصل تکثر رسانه¬اي در جامعه اطلاعاتي، موجب شده تا ايرانيها به سوي توليد و مصرف اطلاعات، برنامه¬ها و کانال‌هاي مورد علاقه خود کشيده شوند و تعلق گروهي، قومي و مذهبي آنها در اين انتخاب و فرايند تقويت مي¬شود. به طور مثال کرد زبانها کانال‌هايي که به زبان کردي پخش مي¬شود را انتخاب مي¬کنند.

بنابراين نهايتاً تمايزپذيري بيشتر آنها با جامعه ايراني به عنوان يک کل و افزايش تعلقات گروهي، مذهبي و قومي حاصل مي‌شود. رسانه‌هاي‌ ارتباطي‌ نوين‌ اين‌ عده‌ از هموطنان‌ را با آنهايي‌ كه‌ در سطح‌ جهان‌ تبادل‌ اطلاعات‌ مي‌كنند و تعامل‌دارند يكپارچه‌ مي‌سازد. افراد و گروهها و مليتهاي‌ مختلف‌ را در جامعه‌ ديگري‌ غير از جوامع‌ ملي‌ واقعي‌خودشان‌ متحد مي‌سازد)1).

نتيجه گيري

جامعه اطلاعاتي از يک سو چالشهايي از قبيل نابرابري اجتماعي، هويتهاي جديد، تمايزپذيري و شالوده‌شكني نهادهايي نظير دولت، افزايش بيكاري، كم‌ اهميت شدن مرزها و از سوي ديگر - اگر آگاهانه و با برنامه‌ريزي صحيح با جامعه اطلاعاتي برخورد شود - فرصتها و امكانات خوبي براي پيشرفتهاي همه جانبه و در يك كلام، رفاه مادي و معنوي براي ملتها در پي خواهد آورد. فرصتهايي چون نقش اينترنت در پژوهش، خلاقيت و علم، عامل و همزيستي جهاني: شكل‌گيري هويت سيال و بين‌سياره‌اي، تمركززدايي رسانه‌هاي ديجيتالي ، انتقال اشتغال از توليد به بخش خدمات به خصوص خدمات ارتباطي و اطلاعاتي، مشاركت در توليد و كثرت‌گرايي فرهنگي، پديده چندفرهنگي و ... .

به طور خلاصه، جامعه اطلاعاتي ما را در معرض چالشها و فرصتهايي قرار مي دهد که بايد از فرصتهاي آن استفاده کرده و با هزينه کم چالشهاي آن را پشت سر گذاشت تا از ويژگيهاي جامعه اطلاعاتي به نفع سعادت و رفاه عامه مردم بهره‌مند شد.


در ايران نيز با استفاده از فرصتهايي که جامعه اطلاعاتي دراختيار ما مي¬گذارد مي¬توان با چالشهاي حاصل از آن مقابله کرده تا جامعه ايراني نيز بتواند از مزاياي جامعه اطلاعاتي به نحو احسن بهره مند شود.


منابع و مآخذ

۱- بهرامپور، شعبانعلي، «انسجام اجتماعي در جامعه اطلاعاتي: نيم نگاهي به وضعيت ايران»، سمينار ايران ¬و جامعه اطلاعاتي، 1383.

۲- كاستلز، مانوئل‌، «عصر اطلاعات‌؛ پايان‌ هزاره‌»، ترجمه‌ احد عليقليان‌ و افشين‌ خاكباز ‌، انتشارات‌ طرح‌ نو، ص‌ 282، 1380.

۳- معتمد نژاد، کاظم، «ايران و اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي»، 1383.

۴- نشريه علوم اطلاع رساني، مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران، شماره 1 و2، 1382.

۵- حري، عباس ،«اطلاعات، جامعه اطلاعاتي و ساختارهاي معرفتي»، گفتگو با دکتر عباس حري درباره ويژگيها و مقتضيات جامعه اطلاعاتي، 1383.

6- وبستر، فرانك‌، «نظريه‌هاي‌ جامعه‌ اطلاعاتي»‌، ترجمه‌ اسماعيل‌ قديمي‌، انتشارات ‌قصيده‌سرا، ص‌ 20، 1380.

۷- رابرتسون‌، رونالد، «جهاني‌شدن‌»، ترجمه‌ كمال‌ پولادي‌، نشر ثالث‌ و مركز بين‌المللي‌ گفتگوي‌تمدن‌ها، ص‌ 12، 1380.

۸- كاستلز، مانوئل، «عصر اطلاعات‌، قدرت‌ هويت‌»، ترجمه‌ حسن‌ چاووشيان‌، انتشارات‌ طرح‌نو، ص‌ 92، 1380،
۹- سعيدي، رحمان، «جامعه اطلاعاتي، چالشها و فرصتها»، سمينار ايران و جامعه اطلاعاتي، 1383.
۱۰- پاستر، مارك، «عصر دوم‌ رسانه‌ها»، ترجمه‌ غلامحسين‌ صالحيار، مؤسسه‌ ايران‌، ص‌ 69 ـ 68، 1377.
_
رضا حسنوي: استاديار دانشگاه صنعتي مالك اشتر

_ _ شيدا فمي تفرشي: دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه صنعتي مالك اشتر

 

منبع:ITanalyze

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 12:1  توسط کامل دلپسند  |